رستم
جنگجو، یورش
پهلوان زابل و پسر زال، با ببر بیان بر دوش و گرز گاوسر در دست. در یورش جلوی سپاه میرود و دیوارها را میشکند.
از آغاز همراه توست
پهلوانان
در درفش هیچ پهلوانی پشت قرعهکشی یا فروشگاه نیست. هر کدام را با پیش رفتن در بازی به دست میآوری و در زورخانهی دژت پرورش میدهی. هر پهلوان یک نقش و یک توان ویژه دارد.

پهلوان زابل و پسر زال، با ببر بیان بر دوش و گرز گاوسر در دست. در یورش جلوی سپاه میرود و دیوارها را میشکند.
از آغاز همراه توست

سالار پیر گودرزیان، پدر گیو، که در سختترین روزها ایران را نگه داشت. وقتی کسی به دژت یورش میآورد، او در دژ میماند.
با ارگ ۴ و گذشتن از خان دوم

پسر سام که با موی سپید زاده شد و سیمرغ او را بر البرز پرورد. کاروانهایت را در جادهی ابریشم همراهی میکند.
با رساندن سه کاروان
در راه
این پهلوانها هنوز در بازی نیستند. با بهروزرسانیهای بعدی، یکییکی به دژها میپیوندند.

آهنگری که با درفش چرمیاش مردم را بر ضحاک شوراند.

شاهزادهای که با گرز گاوسر ضحاک را به بند کشید.

بانوی دلاوری که در دژ سپید با سهراب جنگید.

پسر جوان رستم که همزور پدرش بود.

شاهزادهی رویینتن ایران.